ابراهيم عاملي ( موثق )

295

تفسير عاملي ( فارسي )

ابو الفتوح : برخوردارى غرور است و فريفته شدن كه انسان بهر چيز دلبسته - تر و مطمئنتر باشد ، ناگاه همان را از او بربايند چنان كه در آيت ديگر است : « وَظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً » يعنى : مردم نعمتهاى خود را در اختيار خود پنداشتند ليكن ناگاه فرمان ما آن را نابود كرد . بعضى گفتند : متاع الغرور محقّرات است مثل ديگ و كاسه و چيزهاى بيقيمت و لازم ، و مقصود اين است كه زندگى و خوشيهاى آن بيش از اين گونه چيزها ارزش ندارد . حسن بصرّى گفته است : متاع الغرور مانند سبزى و گياه و بازى كودك . تفسير قاضى : لذّتهاى زندگى تشبيه شده بكالائى كه صاحبش آن را به از آنچه هست نمايش مىدهد . تا مردم بىخبر آن را بهتر بخرند ، البته براى دنيا - طلبان آنطور است امّا براى آنها كه متاع زندگى را براى وسيله ى وصول بآخرت مىخواهند متاع بلاغ است نه متاع غرور ، يعنى وسيله ى رسيدن به مقصود است ، نه گول خوردن و زيان بردن . شعر تو را دنيا همى گويد شب و روز كه هان از صحبتم پرهيز پرهيز مده خود را فريب از رنگ و بويم كه هست اين خنده ى من گريه آميز « لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ » 186 ابو الفتوح : حسن بصرى گفته است : مقصود وظائفى است كه بايد انجام دهند از پرداخت اموال براى زكات و غيره و اعمال ديگر مانند نماز و روزه . عطا گفته است : مقصود مهاجرين هستند كه چون هجرت كردند خانه و زمين خود را رها كردند مشركين آنها را تصرّف كردند . ولى در ترجمه طورى نوشتيم كه با تمامى معانى تطبيق كند چنان كه امام فخر اين احتمال را نقل كرده است . « أَذىً كَثِيراً » 186 فخر : مقصود آزار يهود است كه با سخنان كفرآميز مسلمين را